تبليغاتX
blacksoldier
و باز ... و باز ... و باز ...

گذشت و گذشت و گذشت ...

لحظه ها و روزها و هفته ها و ماه ها همه دست به دست هم از روبروی چشم گذشت و یکسال بر شمارگان زندگی افزود ...

و بالاخره رسید ...

یک روز ... یک لحظه ... لحظه ای که در آن تمام کائنات بر عشق درودی دوباره می فرستد ...

لحظه ای که در آن تمام هستی به انسان گوشزد می کند که در طول یک عمر‌‌ ... بار ها می شود متولد شد ...

بی تردید زیباترین لحظه ی سال خواهد بود این لحظه ...

لحظه ی حلقه زدن اشک در چشمان مست ...

لحظه ی تبلور عاشقانه ها ...

این لحظه ی باستانی که میراثی است از دل قرنها تمدن و فرهنگ ...

خجسته باد بر شما این عید عاشقانه ی مردم عاشق سرزمین عشق ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 1:2  توسط محسن ارمغان  | 

درود بر شما دوستان عزيز ... اميدوارم همه خوب باشيد ...

ممنونم از اظهار لطف شما ... اميدوارم به اندازه ي مهربوني شما باشم ...

همين طور كه شايد اكثر شما مطلع باشيد سايت جديدي با عنوان سايت طرفداران رضا صادقي

افتتاح شده ... مديريت اين سايت رو دوست و همشهري عزيزم آقاي بابك اميني بر عهده دارند و

طراحي بي نظير اين سايت رو برادر گراميشون آقاي بهنام اميني انجام دادند ... البته لازم به ذكره

كه سايت زير نظر دوست بزرگوار آقاي محمد اسديان و با همكاري آقاي حسين مشرفي اداره خواهدشد ...

اين سايت داراي قسمتهاي مختلف به خصوص گالري سازمان يافته اي مي باشد ...

بنده ي حقير به شخصه اميدوارم با حمايت و همدلي تمامي دوستان اين سايت روز به روز رونق بيشتري

پيدا كنه و براي بابك عزيز و ديگر دوستان آرزوي موفقيت دارم ...

اين هم آدرس سايت ؛

                            

                                      wWw.OnlySadeghi.Net 

بهترين روزها رو براي شما آرزومندم ... يا علي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 4:12  توسط محسن ارمغان  | 

درود بي پايان بر تمامي دوستان مهربان و عزيز ...

اميدوارم همه خوب باشيد ... حق داريد تعجب كنيد از به روز كردن وبلاگ چون طي مدت طولاني اين

وبلاگ به روز نشده بود ... گنه از جانب من نيست خيلي در گير بودم ... قصد رفتن دارم البته شايد

به قول شاعر مي روم جايز نيست بهتر اين كه عرض كنم دارند من رو مي برند ... حتما مي پرسيد

كجا ؟؟؟ ...

خوب مشخصه ... تنها جايي كه ما پسر ها رو به اجبار مي برند يعني خدمت مقدس سربازي !!!

طي اين مدت هم درگير اقدامات مربوط به اعزام بودم ... البته اصلا فكر نكنيد كه رفتن من به معناي

تعطيلي وبلاگها يا فراموشي مشكي و مشكي پوشان باشه ... از آنجايي كه مشكي پوش به مانند

سنگ مي باشد ما هم به گفته ي آقا رضا ...

مي مونيم تا آخرش با هم و از هم مي خونيم              فاصله يه دريا هم باشه ما عاشق مي مونيم

اميدوارم همه ي شما دوستان عزيز هم هر جايي كه تشريف داريد موفق و سر بلند و بر قرار

باشيد ... منتظر پستهاي بعدي باشيد ... يا علي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 2:1  توسط محسن ارمغان  | 

                                انا لله وانا اليه راجعون 

خبري تکان دهنده به ما رسيد :

با خبر شديم که پدر آقای محمد اسديان به ديار باقي پيوستند .

از خداوند بزرگ طلب آمرزش براي آن مرحوم و براي باز مانگان طلب صبر داريم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 3:15  توسط محسن ارمغان  | 

 

تبریک به مناسبت فرا رسیدن سالروز میلاد سلطان عشق ( ۲۵ مرداد ) ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 0:1  توسط محسن ارمغان  | 

عيد براي انسان آن روزيست كه بهتر از ديروزش باشد  ...

          

            سال نو گشت به ياران كهن مژده دهيد       كه بهار آمد و گل آمد و باغ آمد و عيد

 

فرا رسيدن عيد سعيد باستان نماد يكسال بزرگ شدن و يكسال نزديك شدن به"مرگ "اين حقيقت جاودانگي و نمادي از يكسال كسب علم و تجربه بر شما تهنيت باد ...

وقت تحول است و نو شدن ... وقت دگر باره متولد شدن ... وقت فراموشي گذشته و اميد به آينده
و اين سخن از من به تو : ...

برنده آن كسي است كه به گذشته نگاه كند اما با گذشته زندگي نكند ... به آينده نگاه نكند اما با اميد به آينده زندگي كند ...

بنابرين لحظه لحظه ي زيستنت توأم با شادي و اميد ... غنچه ي لبهايت معطر به عطر لبخند و جاي جاي قلب مهربانت مملوء از عشق باد ... يك عشق اهورايي ...

........................................................................................................................................

اين را هم به عنوان يك عيدي كوچك از اين حقير قبول كنيد  ...

 

برای دریافت این عیدی نا قابل با کیفیت بالا روی لینک زیر کلیک کنید ... عید همگی مبارک ... یا علی ...

                                 ==> http://i19.tinypic.com/2vudimv.jpg <==

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 6:28  توسط محسن ارمغان  | 

درود بر شما دوستان عزيز مشكي پوش ... اميدوارم در هر كجا كه هستيد هميشه پا بر جا و بر قرار باشيد ... 
يكي دو هفته اي بود كه ما به منظور در پيش داشتن نوروز باستان ايران ساختمان منزلمون رو به دست نقاش ساختمان سپرده بوديم
تا همراه با عوض شدن جامه ي كهنه ي طبيعت منزل ما هم رنگ و بوي تازه اي به خود بگيره ... نقاش هاي ما دو نفر بودند ...
دو نفر كه رابطه ي نزديكي با هم داشتند ... يعني پدر و پسر بودند ... پدر استاد بود و پسر شاگرد ... تا اينجا مقدمه بود ...
حالا تا اينجا رو داشته باشيد تا موضوع جالبش رو كه اصل ماجراست براي شما عزيزان نقل كنم ... معمولآ هميشه من هم كنار اين دو بودم
هم براي كمك ... هم براي نظارت و هم براي سوخت رساني ... البته منظورم از سوخت رساني آوردن نوشيدني هايي مثل آب و شربت و
چاي و از اين جور چيز هاست ... از اون جايي كه من بدون رضا يك لحظه هم نمي تونم طاقت بيارم در طول اين دو هفته آلبوم وايسا دنيا مدام
از " " پخش مي شد ... آهان حالا رسيديم به اصل مطلب ... جونم براتون بگه كه كار به جايي رسيد كه اين دو نفر نقاش ما كه آقا رضا رو فقط در حد يك اسم مي شناختد
تمام ترانه هاي آلبوم جديد رو كه حفظ شدند هيچي ... تمام بيوگرافي رضا رو هم كه براشون نقل كردم باز هم هيچي ... يك سي دي از تمام آلبوم هاي سلطان مشكي با چند سي دي از
كنسرت ها و كليپ ها ي آقا رضا از من گرفتند و رفتند ... خلاصه اين كه من فكر مي كنم اين دو نفر الآن به جمع طرفداران دو آتيشه سلطان مشكي پيوسته باشند ... البته نه به خاطر من
اين فقط تآثير آهنگها و صداي تآثير گذار سلطان مشكي رو نشان خواهد داد ... جا داره رسيدن نوروز رو هم پيشاپيش به همه ي شما عزيزان تبريك عرض كنم ...
آرزوي بهترين روزها در سال جديد براي شما ... يا علي
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 6:22  توسط محسن ارمغان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 3:27  توسط محسن ارمغان  | 

سلام ... سلام بر عشق ... سلام بر سادگي ... سلام بر يكرنگي ... سلام بر مشكي ... سلام بر سلطان مشكي و سلام بر مشكي پوشان ... اين وبلاگ مخصوص عاشقان مي باشد ... مخصوصا مشكي پوشان عاشق ...كساني كه عشق را ناشي از لبخند خدا مي دانند ... كساني كه زير پرچم مشكي دولت عشق به عاشقي خود ادامه مي دهند ...

                                                                                                        

                                                                                                              (  محسن ارمغان  )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 6:12  توسط محسن ارمغان  |